عسل بانو

عسل بانوی مامان

آخرین روز کار

امروز روز آخره که میام سرکار پریروز دکتر بودم و بخاطر فشار بالام برام از دیروز  استراحت مطلق نوشت تا روز زایمان دیروز هم فرستادن یک سونو انجام بدم ببینیم گردش خون نی نی چطو ره و آیا اکسیزن کافی بهش میرسه خدارو شکر مشکلی نداشت      ولی در هر صورت بهم هشدار داد که باید استراحت مطلق بشم و اگر احیانا بازم فشارم از 14 بالاتر رفت باید سریع برم بیمارستان امروز هم اومدم سرکار وسایلمو جمع کنم و کارامو تحویل بدم و با رییسمون صحبت کنم از فردا نمیام دیروز توی سونو گفت وزن نی نی حدو 2333 گرم امیدوارم وزنش خوب باشه میخوام این چند هفته آخرو بمونم خونه و استراحت کنم تا نی نی حسابی وزن بگیره و رشد کنه ...
23 شهريور 1390

حرف های من و دخترم

الان حدود 34 هفته و چند روزه که دخترم با من و همراهمه بوجودش عادت کردم و به لگد زدن هاشو تکون هاش بیشتر مطمئنم  روزی که بدنیا بیاد دلم برای این تکون هاش تنگ میشه هر بار که لگد میزنه می خواد بگه  منم هستم ها حواست باشه که دیگه تنها نیستین و شدین یک خانواده سه نفره منم دستمو میذارم روی شکمم ومیگم میدونم و منتظرم زودتر بیای و کنار ما باشی میدونم که دیگه جاش تنگ شده و خسته شده  اونم میخواد زودتر بیادبیرون توی دنیا   بیا که حسابی منتظرتیم عزیزم هر دومون        ...
23 شهريور 1390

کار

دیگه روزهای آخره که دارم میام سرکار دو هفته ا ی میشه که یکی اومده جایگزینم کارارو تحویلش دادم و احتمالا اگر حالم روبراه باشه تا آخر شهریور بیشتر نیام حدود دوه روز دیگه مونده چقدر زود گذشت تا چشم بهم گذاشتم چون فشارم بالاست دکتر پیشنهاد میکنه بمونم خونه و استراحت کنم حسابی هم چاق شدم و ورم کردم مخصوصا صورتم ودماغم الان دیگه حدود 85 کیلو شدم توی خواب هم نمی دیدم یک روز وزنم انقدر بشه کی می خواد اینا رو آب کنه منم ترجیح میدم برم خونه و استراحت کنم تا یک کم ورمم بخوابه و اتاق نی نی رو حاضر کنم و منتظر اومدنش بشم   ...
20 شهريور 1390

هفته 34

نی نی چند روزه رفته توی هفته 34 الان باید حدود 2.200 وزن داشته باشه و 45 سانت هم قد آآآآآآآآآآآآخی هر روز داره بزرگتر میشه و لگد زدن هاش محکم تر می خواد بیاد بیرون مونده از کدوم طرف  بیاد     تازگی ها یاد گرفته سکسکه میکنه امروز حدود ده دقیقه ای شکمم می پرید و داشت سکسکه میکرد یک جا خوندم سکسکه علامت اینه که ریه اش داره کامل میشه و احتمالا آرز آبی که توشه می خوره و همین باعث سکسکه کردنش میشه دیگه یک کم خیالم راحت شدش بخاطر ریه اش دو هفته پیش 6 تا آمپول زدم که ریه اش زودتر برسه و این هفته هم قراره برام بنویسه بازم بزنم از همه بدتر ای آمپول هالی روغنی پرولاکتونه الان حدود سه چهار ماهی میشه دارم میز...
20 شهريور 1390

ماه 8

الان یک هفته ای میشه نی نی رفته توی 8 ماه دیگه چیزی نمونده تا بپره بیرون سرکارم هم یک هفته ای میشه یکی اومده جایگزینم کارم خیلی سبک شده از وقتی اومده منم احتمالا تا اخر شهریور بیام و دیگه برم خونه نشین بشم و منتظر نی نی پریروز دکتر بودم بهش گفتم یکی دو هفته است همش فشارم بالاست 15-16 خیلی دعوام گرد و دوباره برام ازمایش ادرار 24ساعته نوشت گفت احتمالا بازم دفع پروتئین داری خلاصه دیروز مرخصی بودم چون می خواستم برم بیمه و دکتر قلب آزمایشو جمع کردم و دادم امروز جوابش حاضره امیدوارم چیز خاصی نباشه دکتر خیلی نگرانم کرده همش میگه اگه همین طور بمونه باید بری بیمارستان و واسه نی نی هم خطر داره پریروز رفتیم واسه نی نی کمد سفارش...
14 شهريور 1390

دخترم قهرمانه

اون هفته دخترم خیلی کم تکون می خورد ولی الان سه چهار روزه چنان تکون هایی میده که شکمم رو زیرو رو میکنه فکر کنم اون تو داره بریک میزنه شکم بالا پایین میشه از روی لباس هم معلومه بعضی وقت ها بالایی لگد میزنه فکر کنم اگه زورش برسه پاش از تو دهنم بزنه بیرون هر روز بزرگتر میشه و تکون هاش بیشتر و لگدهاش محکم تر در عوض من سنگین تر و تنبل تر میشم الان هم که هر روز دماغم داره گنده تر میشه صورتم خیل ورم کرده و دماغم گنده شده امیدورام بعد از زایمان دماغم لااقل انقدری نمونه ...
14 شهريور 1390

نی نی شیطون

نی نی رفته توی هفته 30 دیگه چیزی نمونده که بیاد توی بغل              دیگه این هفته های آخر روزشماری می کنم. هفته پیش توی محل کارم به رییسمون گفتم که تا آخر شهریور میام سرکار و به فکر نیرو باشه .هنوز کسی رو پیدا نکردن، امیدوارم زودتر یکی رو بیارن تا کار منم سبکتر بشه هفته پیش دکتر برام یک هفته استراحت مطلق نوشت ولی بخاطر کارم نتونستم برم استراحت کنم. بیچاره نینی   هفته پیش از سر کار که رفتم یک چیزی خوردم و دراز کشیدم یکهویی نینی رفت توی پهلوم و شروع کرد به وول خوردن اونم چه تکون هایی نمی دونم توی چه حالتی بود که تکون میداد هم بالای شکمم هم پایینش تکون می خو...
23 مرداد 1390

هفته 28 بارداری

الان دو سه روزه که نی نی رفته توی هفته 28 یک روزایی خوب سرحاله و تکون می خوره یک روزایی هم نه جمعه ای خوب تکون می خورد ولی دو سه روزه که تکون هاش خیلی کم شده   این هفته می خوام برم اگر بشه کالسکه و روروئکش اینا رو هم بخرم هفته بعد هم برم واسه تخت و کمد       خودم خیلی ذوق دارم زودتر اتاقشو حاضر کنم و وسایلی رو که خریدیم براش بچینیم   ...
23 مرداد 1390

هفته 27 بارداری

الان دو سه روزه نی نی رفته توی هفته 27 دخترم قهرمانه چنان ضربه هایی میزنه که شکمم بالا پایین میپره دیروز سرکار همش بوی عسل حس می کردم، بعداز ظهر که رفتم پیش علی دیدم یک شیشه بزرگ عسل روی میزشه . گفتم پس بیخود بوی عسلو حس نمی کردم علی هم برداشت یه پارچ شربت عسل درست کرد خنک بود و توی گرما م یچسبید منم چندتا لیوان خوردم. بعد ا زنیم ساعت انگار نی نی خوشش اومده بود،‌حدود یک هفته ای میشد که تکون هاش کم شده بود ولی شربتو که خوردم انگار خوشش اومد حسابی بالا پایین می پرید تا ساعت 12 شب  هر روز دارم سنگین تر میشم و تپل تر، پاهام هم حسابی ورم کرده وکفش هام برام کوچیک شده چند روز پیش رفتم کفش بخرم هر کدومو پوش...
4 مرداد 1390

نتکون نخوردن نی نی

گفتم نی نی تکون نمی خورد همون روز رفتم دکتر  بیمارستان آریا کنار شرکت تا بهش گفتم دو سه روزه تکون نمیخوره دادش بلند شد یه پیرمردی بود گفت پس بدو بریم بالا اتاق زایمان تا پرستاره بیاد یک کم طول کشید دکتر هم کلی دعواش کرد که چرا دیر اومدی خلاصه رفتیم توی اتاق و بلندگو گذاشت صذدای قلبش میومد خیالم راحت شد برام یه سونو هم نوشت که فردا صبحش رفتم همون جا دادم صبح زودتر از خونه زدم بیرون و چون 5 شنبه ها ساعت کاریمون از 9 صبح من 8:30 بیمارستان بودم و سونو رو انجام دادم خدا رو شکر سالم بود گفت چون بچه با پائه(]اصطلاحاً بریچ) تکون هاشو کم حس میکنی   دیشب رفتم پردیس علی هم نیومد تا رفتم دکتر و رفتم یه لباس نوزادی واسه ن...
2 مرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل بانو می باشد